ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 202
تاريخ رشيدى ( فارسي )
اين رشيد سلطان ( به عبارت ديگر عبد الرشيد خان ) در 1533 جانشين پدر شد و بيشتر از مؤلف ما زنده ماند ، زيرا امين احمد رازى در هفت اقليم « 1 » ، مدت سلطنت او را سى و سه سال تمام هجرى ذكر كرده كه مىتواند مرگ او را به سال 973 هجرى ؛ يا 6 - 1565 ميلادى برساند ، اگر چه گزارش احمد رازى درباره اين سلسله ، بىنهايت خلاصه است ، اما تنها گزارشى است كه يك سرگذشت متوالى را به هم پيوند مىدهد و در اينجا مىتوان آن را دنبال كرد . به گفته او رشيد سيزده پسر داشت ، نام بزرگترين آنها عبد اللطيف بود . اين شاهزاده به خاطر شجاعتش بسيار ستوده شده ، و گفتهاند كه پدرش چند بار او را براى رويارويى با قزاقها و قرغيزها به داخل مغولستان فرستاد و وى على رغم پيروزى دائمى بر دشمن ، در خلال جنگها جان خود را از دست داد . « 2 » برادر او عبد الكريم نيز كه به نوشته احمد رازى در 1593 سلطنت مىكرد ، به سبك نويسندگان آسيايى به شهامت و فضايل ستوده شده است . گفته شده كه عبد الرحيم پسر سوم بدون رضايت پدر ، كشور را ترك كرده و مجبور شده به تبت لشكركشى نمايد كه در آنجا به قتل رسيده است ؛ در حالى كه چهارمى به نام عبد العزيز در شانزده سالگى به اجل طبيعى درگذشته ؛ پسر پنجم به نام ادهم سلطان و مشهور به صوفى سلطان بوده ؛ پدرش او را حاكم كاشغر ساخت و مدت شانزده سال در آن مقام باقى بود ، اما بعد از پدر مدت زيادى زنده نماند . او ظاهرا جانشين برادرش محمد سلطان ، ششمين پسر رشيد بوده كه در آن هنگام در زمان تكميل هفت اقليم حاكم كاشغر بوده است « 3 » . هفتمى محمد باقى
--> ( 1 ) . در مورد جزئيات هفت اقليم ر . ك : كاترمردر stiartxe te . ton ، 14 ، ص 474 و بعد از آن . ( 2 ) . حيدر رازى مؤلف زبدة التواريخ مىگويد كه عبد اللطيف در بيست و نه سالگى در جنگ با « تونظر خان ، پادشاه قزاقها و قرغيزها » كشته شد . اين تاريخ كاملا غلط است ؛ زيرا در آخرين سالها در 1580 قرغيزهاى قزاق ( يا اردوى سفيد ) فرمانروايى به نام آق نظر داشتند كه احتمالا شخص او به جاى « تونظر » منظور شده است ( ر . ك : stiartxe te . ton ، 14 ، ص 511 ، و هاورث ، 2 ، ص 364 و 632 ) . ( 3 ) . در خلال تكميل اين مقدمه ، من به واسطه خدمات محبتآميز كاپيتان يانگهازبند مورد لطف او قرار گرفتم و ايشان يادداشتهاى ارزشمندى از مرحوم آقاى شاو به من امانت دادند و من يادداشت زير را از ميان آنها پيدا كردم كه ظاهرا به پسر ششم عبد الرشيد اشاره مىكند اما او را « خان » مىنامد و نه « سلطان » . يادداشت چنين ادامه مىيابد « هنوز يرليغ ، يا سند لقبى از محمدخان پسر عبد الرشيد ، به عنوان پادشاه حاكم ، در دست